تبلیغات
فروشگاه راهنمای دلفی - داستان پرواز در اسمانها

داستان پرواز در اسمانها

چهارشنبه 12 آبان 1389 03:57 ق.ظنویسنده : ملیس شاپ

 
مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت:
خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم.
ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟
دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟
ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!


منبع:
http://hastiya.mihanblog.com
آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 31 تیر 1396 12:11 ب.ظ
Hi! This is my first visit to your blog! We are a collection of volunteers and
starting a new initiative in a community in the same niche.
Your blog provided us useful information to work on. You have done a outstanding job!
جمعه 25 فروردین 1396 10:39 ق.ظ
Awesome blog! Do you have any hints for aspiring writers?
I'm planning to start my own blog soon but I'm a little lost on everything.
Would you advise starting with a free platform like Wordpress or
go for a paid option? There are so many choices out there that I'm
completely confused .. Any suggestions? Kudos!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر